تو تموم زندگی که داشتم نمیدونستم جفا چی هست نامردی چیه ظلم چیه ... نمیدونستم خیانت چیه... من این چیزها رو نمیدونستم. نمیدونستم منی که همه چیزمو به تو دادم حتی آبرومو قراره روزی سرم کلاه بذاری و عهد و پیمونی که خودت باعثش شدی رو زیرپا بذاری... نمیدونم الان با کی سرت گرمه. ولی امیر قلبش پر از تو هست. تویی که حتی اون رو نابودش کردی تویی که پیرش کردی. از امیر یه جسد ساختی. و الان داری خوش میگذرونی. من هنوز عاشق این آشغالم چون باهاش بزرگ شدم و تا ابد براش شعر میگم چون بد بودناشو باور ندارم. قطعا روزی که خبر مرگ امیر رو میشنوی میفهمی چکار کردی.
هرگز نمیتونی من رو پاک کنی محاله من از تو پاک بشم. خیلی بد کردی خیلی بد کردی. میدونی چرا؟ خواستی خودتو پیش خانوادت پاک جلوه بدی امیر رو بد جلوه دادی و خودت رو آدم خوبه!!!
برات متاسفم
ولی عاشقتم
چون دست خودم نیست
میتونستی خیلی کارها بخاطر احترام به من نکنی تا عذاب نکشم...
به خدا واگذارت میکنم
برچسب:
نویسنده: ماهان کوهی